|
سلام دوستای گلم
تا حالا قلبم اینقدر سنگین نشده بود اما اینبار احساس میکنم خیلی دلم پره ٬ حتی با این چند خط هم نتونستم خودم رو خالی کنم. اما امیدوارم حسم رو درک کنین. خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.
چنان غبار ِ غمی به روی سینه پاشیدند که هیچ باد ٬ توان ِ زدودنش نداشت چه گویمتْ زاین زمانه که مسلمانْ امامْ نداشت کجا رَوَمْ به سجده که پاکْ نمانده است زخون ِ سرخ ِ شقایقْ ٬ مساجدی که آب نداشت بیا به یاریم ای نوگل ِ به بارْ نَنْشسته که اشکِ من ٬ جزْ برای ِ رشدِ تو جایْ نداشت
+ نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت 3:57  توسط مریم
|
سلام به دوستای گلم مدتهاست که دل و دماغ نوشتن ندارم اما حیفم اومد تو این روز چیزی نگم این چند بیتی ها ی زیبا به درد همین اعیاد دوست داشتنی میخوره...
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار برملا خواهد شد در راه ٬ عزیزیست که با آمدنش هر قطب نما قبله نما خواهد شد.
*** بوی گلها عالمی را مست و حیران میکند دیدن "مهدی" هزاران درد ٬ درمان میکند مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار ما گلی داریم که عالم را گلستان میکند
به امید فرج زودتر عیدتون مبارک دوستای گلم التماس دعا دارم فراوون. از ته قلبم آرزو میکنم که بیاد و عالمی رو نجات بده آمین یا رب العالمین
+ نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 1:43  توسط مریم
|
تو را دوست دارم
کمي بيش تر گذشته، گذشته تو را از هم اکنون همين لحظه هاي نرفته گرفتم که در بيکرانْ ذهن ِ خود عشقي از نو بسازم بسازم تو را خوب اگر بد تو باشي نسازم تنفر اگر لايقش هم تو باشي تو را ساده دل ، سوخته، پرهياهو تو را با صداقت، عيان رو بسازم تمام ِ دروغينْ کلام ِ تو را صادقانه بيابم بيابم گِلت را و از آن کمي دل بسازم من اينگونه با عشق از خود جدايت کنم؟ نه! نه اما براي جدايي چه عشقي؟ . . . ولي من مگر مثل تو سنگدل ترينم دل کوچکم تابِ احساس ِ زشتِ تنفر ندارد خدا دارد اين دل که جز حس ِ بخشيدن اين دل ندارد.
این آز آخرین اثرات بندست امیدوارم خوشتون بیاد دوستون دارم دوستای خوبم ( راستی برای شما که منتظرش بودی.میدونی که نمی خواستم بذارمش! )
+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 0:8  توسط مریم
|
سلام به دوستای خوبم
ببخشید که این همه تاخیر داشتم. این مدت هم مریض بودم و هم درگیر دانشگاه بودم. به حاش یه سری جمله کوتاه ولی پرمعنا براتون انتخاب کردم امیدوارم لذت ببرید.
صبر ضامن پیروزی است. امام علی (ع)
نعمتهایت را بشمار نه محرومیت هایت را. دیل کارنگی
صداقت نخستین فصل دفتر دانایی است. تامسن جفرسن
اگر میخواهید شاد باشید٬ اول دیگران را شاد کنید. مارک تواین
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 17:5  توسط مریم
|
به ساعتها نگاهی دیگر اندازیم.
نه برگشتی نه حتی لحظه ای ٬ صبری ٬ درنگی را نمیبینی فقط رفت است و رفتنها. در این رفتن ٬ فقط تکرار و تکرار است ببین با این همه تکرار مکرر باز تکراریم
سلام به دوستان گلم همیشه از اینکه دوستانی موندنی مثل شما دارم شادم امیدوارم این خط خطی هم به دلتون بشینه.
+ نوشته شده در یکشنبه 3 آذر1387ساعت 0:56  توسط مریم
|
ميترسم از نبودنت اما بودنم در كنار تو خطرناك است. بودنم اشتباه ديروزي رفتن اما هميشه دشوار است. من نبودم گلي زيبا گل تو معنيه عشقهای سوزان است معنيه بودنم، اما، باز فهم خار ازميان گلزار است گُل تو يك جهان پر از نور و گِل من پر زخارو خاشاك است دل تو از تبار معصومين دل من آسمان تهران است. ماندنم اشتباه ديروز و رفتن اما چقدر دشوار است...
به هر حال همیشه با موندنتون خوشحالم میکنین
+ نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت 0:57  توسط مریم
|
بعد از آن طوفان و آن سيلابها كم كم آرامش گرفتند آبها
غير از آن قومي كه شد كشتي نشين شد تهي از آدمي روي زمين
عاقبت كشتي به ساحل در نشست نوح با ياران خويش از ورطه رست
زندگي بالندگي از سر گرفت زندگاني جلوه اي ديگر گرفت
بگذرد تا زندگاني بر مراد زندگان، هر كس پي كاري فتاد
خاك شد گل، گل چو خشت خام شد خشت روي خشت، پي تا بام شد
نوح را هم اوفتادش كار گل كار گل را برگزيد از جان و دل
ساخت از گل كوزه هائي چند نوح داشت با آن كوزه ها پيوند نوح
تا كه روزي يك مَلك با احترام نوح را آورد از حق اين پيام:
گفت : بايد كوزه ها را بشكني ! نوح در پاسخ هراسان گفت : ني
كوزه ها را ساختم با دست خويش بشكنم گر كوزه دل گردد پريش
نيشتر گر كس به قلبم برزند نيكتر تا كوزه ها را بشكند *** بار ديگر آن ملك آمد فرود در سراي نوح، گفت او را درود !
گفت : حق گفتت، كه اي نوح نبي چون تو جنبادي به سوي ما لبي
خواستي تا شويم از اين چرخ پير منكران را از صغير و از كبير
من فرستادم بسي توفان و سيل بندگان را غرق كردم، خيل خيل
خواستم چون بشكني كوزه ي گلت كوزه بشكستن بسي شد مشكلت ؟
پس چه سان بي اعتنا بر جان خلق خواستي تا بركنم بنيان خلق ؟
خود جهان از زندگان آكندمي پس چو گفتي بيخشان بركندمي
آن كه خود يك كوزه را مشكل شكست اين چنين آسان جهاني دل شكست ؟
آن كه را انديشه اي همچون تو نيست نيست در روي زمينش حق زيست ؟ *** نوح گريان سوي كوزه برد دست كوزه ها بر سنگ، ني، بر سر شكست
حمید مصدق « مهر 67 »
+ نوشته شده در شنبه 4 آبان1387ساعت 15:40  توسط مریم
|
واپسین پرده ادراکم را
با دلم باز مروری کردم تنگ آبی دیدم قرمزی آبی رنگ که رها بود در این تنگ قشنگ قفسی بود پر از رنگ و ریا ظاهری از دریا باطنی از دنیا
سلام به دوستای نازنینم. ببخشید اگه دیر آپیدم.این هم یکی دیگه از خط خطیهای منه. یادتون نره نگاه سبزتون رو ماندگار کنین
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 20:56  توسط مریم
|
تکه ای از نقد خانم دوشنبه در وبلاگ آسمون ریسمون
درحالی که سریال ماه رمضان یکی از شبکههای اماراتی به خاطر احساس توهین به برخی قبایل و اقوام منطقهای در عربستان تعطیل شد، سریال سراسر ضعف و حیرتانگیز بزنگاه، بیتوجه به نامه شورای نظارت بر صداوسیما به ضرغامی، همچنان در حال پخش است. به گزارش خبرنگار «تابناک»، در شرایطی که بدترین اشارههای ممکن از زندگی و واکنشهای زندگی یک فرد معتاد از مشکلات دستشویی رفتن وی تا بازی با حرکات زشت انگشتان دست که در فرهنگ غربی معنی بسیار زشتی دارد، به راحتی و بدون هیچ ممیز اخلاقی و اجتماعی روی آنتن شبکه جوان رسانه ملی میرود، متولیان سیما و این شبکه همچنان برای قطع پخش این سریال، دچار سردرگمی و وقتگذرانی هستند. بخش نخست این سریال، بیتوجه به پرداخت ضعیف در رویههای اشتباه مردم برای کفن و دفن اموات در سالهای اخیر، توهینی بسیار آشکار و گستاخانه به مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و هیأتهای مذهبی بود. برای خواندن ادامه مطلب به این آدرس مراجعه کنید http://asemounrismoun.persianblog.ir/ دوستان گلم این مطلب رو بخونید. با این که واقعا جای تاسف داره. اما شاید به کمک هم بتونیم جلوی این فرهنگ سازیهای غلط رو بگیریم. باور کنید این موضوع خیلی غصه داره که توی یه کشور اسلامی این چیزا رعایت نشه امیدوارم به حق این شبای عزیز و مبارک امام بر حق زودتر ظهور کنه. امین التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت 2:46  توسط مریم
|
سلام به مهربونای گلم
طاعات همتون مورد قبول حق باشه ایشالله دلم خیلی براتون تنگ شده٬ اما این امتحانات فرصت نمیده کلی التماس دعا دارم فقط میخواستم بگم : آدمها فرشته هایی هستن که فقط یه بال دارن٬ تنها زمانی میتونن پرواز کنن که با هم باشن آهای یکی بیاد دست منم بگیره..................................
+ نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 1:18  توسط مریم
|
|
درباره وبلاگ هنر لمس یک ماندن
ماندنی تا ابد باقی |